خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی

    ...

    دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی

    ز کدام باده ساقی به من خراب دادی

    چه دل و چه دین و ایمان همه گشت رخنه رخنه

    مژه‌های شوخ خود را چه به غمزه آب دادی

    دل عالمی ز جا شد چه نقاب بر گشودی

    دو جهان به هم بر آمد چه به زلف تاب دادی

    در خرمی گشودی چه جمال خود نمودی

    ره درد و غم ببستی چه شراب ناب دادی

    ز دو چشم نیم مستت می ناب عاشقان را

    ز لب و جوی جبینت شکر و گلاب دادی

    همه کس نصیب خود را برد از زکات حسنت

    به من فقیر و مسکین غم بی‌حساب دادی

    همه سرخوش از وصالت من و حسرت و خیالت

    همه را شراب دادی و مرا سراب دادی

    ز لب شکر فروشت دل “فیض” خواست کامی

    نه اجابتی نمودی نه مرا جواب دادی

    ...


    این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دادی ,
    دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده