جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی

    ...

    دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی

    ز کدام باده ساقی به من خراب دادی

    چه دل و چه دین و ایمان همه گشت رخنه رخنه

    مژه‌های شوخ خود را چه به غمزه آب دادی

    دل عالمی ز جا شد چه نقاب بر گشودی

    دو جهان به هم بر آمد چه به زلف تاب دادی

    در خرمی گشودی چه جمال خود نمودی

    ره درد و غم ببستی چه شراب ناب دادی

    ز دو چشم نیم مستت می ناب عاشقان را

    ز لب و جوی جبینت شکر و گلاب دادی

    همه کس نصیب خود را برد از زکات حسنت

    به من فقیر و مسکین غم بی‌حساب دادی

    همه سرخوش از وصالت من و حسرت و خیالت

    همه را شراب دادی و مرا سراب دادی

    ز لب شکر فروشت دل “فیض” خواست کامی

    نه اجابتی نمودی نه مرا جواب دادی

    ...


    این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 14 مرداد 1393
    منبع
    برچسب ها : دادی ,
    دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 5 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر